محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2475
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اين شتر به جاى شترت . » گفت : « خدايش سلام نگويد كه سرور عرب ، يعنى پسر طلحه ، را كشت و با خواهرزادهء من چنان كرد . » گويد : شتر را پيش اشتر بردم و خبر را با وى بگفتم و او دو دست پر موى خويش را بلند كرد و گفت : « مىخواستند مرا بكشند ، جز اين چه مىكردم . » محمد گويد : عايشه از بصره حركت كرد و آهنگ مكه داشت . مروان و اسود بن ابى البخترى از راه سوى مدينه رفتند و عايشه تا وقت حج در مكه بماند پس از آن سوى مدينه رفت . آنچه على دربارهء فتح به عامل كوفه نوشت محمد گويد : على خبر فتح را براى عامل كوفه نوشت كه در آن وقت در مكه بود به اين مضمون : « از بندهء خدا على ، امير مؤمنان « اما بعد ، در نيمهء جمادى الاخر در خريبه يكى از نواحى بيرون « بصره تلاقى كرديم و خدا روش مسلمانان را دربارهء آنها روان كرد و بسيار « كس از ما و آنها كشته شد ، از جمله كشتگان ما ثمامة بن مثنى بود ، با هند - « بن عمرو و علباء بن هيثم و سيحان و زيد پسران صوحان و محدوج » نامه را عبد الله بن رافع نوشت و زفر بن قيس در ماه جمادى الاخر خبر خوش را به كوفه برد .